به مناسبت ورود به سن مردانگی، به ایلیاس جوان یک کمان جادویی از طرف پدرش هدیه داده میشود و او سفری را به دل طبیعت وحشی آغاز میکند تا سرزمین را از شر پاک کند، در حالی که در تمام این مسیر با جادوگر اوکرون میجنگد که میخواهد کمان را برای اهداف پلید خود بدزدد.