چاک ویلر از زندان آزاد میشود و نقشهای دقیق برای سرقت پولهای یک کازینو در لاسوگاس که با کامیون زرهی حمل میشوند، طراحی میکند. او از جو دارن، صاحب یک کلاب شبانه مرموز، و وی، همسر همسلولی سابقش، کمک میگیرد. مایک، شوهر وی، مردی تندخو، حسود و دستبهماشه است که حاضر به طلاق دادن او نیست. مایک درست قبل از شروع عملیات سرقت از زندان فرار میکند و در حالی که تلاش میکند شرکای خود و همسر فراریاش را پیدا کند، دردسرهای بزرگی به پا میکند.