ساعت ۳:۰۷ صبح است و دو دختر سراسیمه وارد یک توالت مخروبه در لندن میشوند. جوآن به شدت گریه میکند و لباسهایش پاره شده است. صورت کلی کبود شده و شروع به تورم کرده است. دانکن آلن در حمام خانهاش در حال خونریزی و مرگ است. پسر دانکن پدرش را پیدا میکند و به دنبال پاسخ است. درک، دلال جنسی کلی، باید کلی را پیدا کند وگرنه خودش تقاص آن را پس خواهد داد.