جیسون پس از اخراج اجباری از یک گروه موسیقی راک افتضاح، تصمیم میگیرد برای تعطیلات به عمارت بریتلهوس برود؛ یک مرکز درمانی که توسط دکتر استورم، دانشمند سابق نازی با دستکشهای چرمی اداره میشود. در طول مسیر، جیسون با جودی آشنا میشود که او نیز برای ملاقات با خالهاش که چند سال پیش با دکتر استورم ازدواج کرده، راهی این عمارت است. پس از ورود، این دو خیلی زود متوجه میشوند که مشکلی وجود دارد؛ شاید به این دلیل که مغز سایر مهمانان با جراحی خارج شده، یا به خاطر خونی که از سینک ظرفشویی سرازیر است، و یا شاید فقط به این دلیل که کوتوله ترسناک آنجا مدام به آنها میگوید دندانهایشان را مسواک بزنند.