ویکی و جیسون پس از ۱۵ سال زندگی مشترک از هم جدا شدهاند. دو فرزند نوجوان آنها برنامهای میچینند تا این دو تعطیلات کریسمس را با هم در ساحل بگذرانند. اما تعطیلات خانوادگی آنها با از راه رسیدن رئیس ویکی و دستیار جذاب جیسون پیچیدهتر میشود. با گذراندن وقت بیشتر جیسون با ویکی، مشخص میشود که این ازدواج هنوز به پایان نرسیده است و او تصمیم میگیرد دوباره از او خواستگاری کند. برای بازگرداندن این خانواده به هم، به شانس زیاد، عشق فراوان و کمی جادو نیاز است.