زندگی گروهی از افراد روانپریش در هالیوود طی تعطیلات کریسمس با یکدیگر تلاقی پیدا میکند. در این میان، یک ترانهسرا برای کار روی آلبوم یک خواننده به لس آنجلس سفر میکند. او نمیداند که هزینه این کار را پدرش که یک سرمایهدار بزرگ لبنیات است و با او رابطه سردی دارد، پرداخت کرده تا شاید بتواند دوباره با پسرش ارتباط برقرار کند. وقتی این ترانهسرا با یک زن خانهدار عجیب و غریب که خودش را گرتا گاربوی امروزی تصور میکند آشنا میشود، دنیای توهماتش فرو میریزد.