دونا با مردی معتاد به کار ازدواج کرده که به خاطر شغلش مدام در سفر است. وقتی همسرش یک مأموریت طولانیمدت در خارج از کشور میگیرد، دونا احساس تنهایی و رهاشدگی میکند و برای پر کردن این خلاء به معلم مدرسه دخترش پناه میبرد. او نمیداند که این معلم، یک دزد و قاتل خطرناک است که زنان متأهل و تنها را شکار میکند. با بازگشت همسرش، دونا مجبور میشود با پیامدهای خیانت خود روبرو شود و این مرد جنایتکار را به سزای اعمالش برساند.