نیکولاس قدیس پیر که احساس میکند کودکان دنیا او را فراموش کردهاند، تصمیم میگیرد از سفر اهدای هدایا چشمپوشی کند و به تعطیلات برود. خانم کلوز و دو الف کوچک و پرانرژی به نامهای جینگل و جانگل راهی سفر میشوند تا بفهمند شادی این فصل به کجا رفته است. آنها به کمک یک بارش برف جادویی، روح کریسمس را در دل کودکان بیدار میکنند و بابانوئل را دوباره به کار میاندازند.