امپراتور «اسپنگو» با مشاهده «مارج نلسون»، با استفاده از یک آهنربای غولآسا او و همسرش «دیک» را میرباید، به این امید که پیش از نابود کردن زمین، مارج را از آن خود کند. امپراتور و سایر ساکنان سیارهاش چندان باهوش نیستند و دیک برای نجات مارج، حفظ زمین و بازگرداندن امپراتور برحق به تخت پادشاهی، شروع به بازسازی صحنههایی از «فلش گوردون» و «باک راجرز» میکند.