وقتی باد ترش و شیرین دوباره شروع به وزیدن میکند، اهالی هوویل به خانههای خود پناه میبرند چون میدانند گرینچ به زودی برای پرسه زدن بیرون میآید. یوکاریا هو جوان مجبور میشود به مستراح برود، اما باد او را با خود میبرد و با گرینچ هولناک روبرو میکند. یوکاریا تصمیم میگیرد که باید جلوی گرینچ را بگیرد، بنابراین با ترسهایش روبرو میشود و با گرینچ و ارواحش مقابله میکند.