ویل گراهام، رئیس سابق یک باند تبهکاری در لندن، زندگی گذشته خود را رها کرده تا به عنوان یک گوشهنشین در جنگل زندگی کند. ویل که با کابوس خون کسانی که به قتل رسانده دستوپنجه نرم میکند، هرگز مایل به بازگشت نیست. اما وقتی برادرش پس از مورد تعرض قرار گرفتن توسط یک دلال خودروی تندخو دست به خودکشی میزند، ویل به لندن بازمیگردد تا علت مرگ برادرش را کشف کند و عدالت را در حق مسئولان این حادثه اجرا کند.