کورا، وارث ثروتمندی که همه چیز را برای هیجان پیدا کردن کار و زندگی مستقل رها میکند، با دیک ملاقات میکند که بیکار و کاملا بیپول است. این دو وارد یک شب پر از قمار و برد میشوند، جایی که به هر چه دست میزنند طلا میشود. خیلی زود آنها عاشق یکدیگر شده و در میان وحشت پدر کورا، با هم ازدواج میکنند.