جیمز و کیت تنر به همراه پسرانشان، ویرجیل و اندی، از خانه راحت خود در پنسیلوانیا جدا شده و به سرزمینهای وحشی وایومینگ در دهه ۱۸۹۰ سفر میکنند تا کشاورز شوند. آنها به زودی با گردبادها، خرسها و گرگها روبرو میشوند. اما عشق آنها به یکدیگر به آنها کمک میکند تا در برابر این سختیها دوام بیاورند؛ حتی زمانی که یک دامدار محلی این تازهواردان را غاصب زمینهای خود میداند و برای بیرون راندن آنها از هیچ کاری، حتی قتل، دریغ نمیکند.