وقتی هالی برای کریسمس به خانه بازمیگردد و انتظار دارد همه چیز مثل سالهای گذشته باشد، با شنیدن این خبر که فروشگاه بزرگ خانوادهاش در آستانه مصادره است، غافلگیر میشود. هالی برای سرپا نگه داشتن این کسبوکار، به عنوان دستیار بابانوئل مشغول به کار میشود و با نیک، مرد جوان و خوشتیپی که برای بازی در نقش بابانوئل استخدام شده، ملاقات میکند. جذابیت و هماهنگی بینظیر میان آنها جمعیت زیادی را به فروشگاه میکشاند، تا اینکه ناگهان نیک ناپدید میشود. با نزدیک شدن به روز کریسمس، هالی تلاش میکند تا نیک را پیدا کند، در حالی که تنها یک سرنخ دارد: چکمه سیاه جا مانده او.