در این داستان دوران رکود بزرگ، کالف مککینی که از میشیگان به کالیفرنیا سفر میکند، در اسپونر میسوری توقف میکند؛ جایی که لوت او را برای کارهای متفرقه استخدام میکند. کالف با هانا، خواهرزاده لوت، رابطه برقرار میکند. اما هانا با سیدنی ازدواج کرده است؛ مردی دائمالخمر و همسرآزار که امیدوار است ثروت دایی همسرش را به ارث ببرد. سیدنی و یک کشیش عجیب و غریب علیه کالف توطئه میکنند، کسی که پنهان کردن گذشته مرموز و علاقه فزایندهاش به همسر سیدنی برایش دشوار است.