سرهنگ نیروی هوایی، کنت پنمارک و همسرش کریستین، با وجود خودخواهیهای پنهان دخترشان رودا، او را به شدت دوست دارند. کریستین شناخت خود از نیمه تاریک دخترش را پنهان نگه میدارد، اما زمانی که یکی از همکلاسیهای رودا به طرز مرموزی میمیرد، خودفریبی او فرو میپاشد.