در سال ۱۹۰۶ در کانکتیکات، الیشا هانت، متصدی ۵۵ ساله یک موزه کوچک دولتی، با ابیگیل، دختر ۱۹ ساله یک کشاورز محلی ازدواج میکند. علاوه بر تفاوت سنی زیاد در این پیوند، الیشا مردی بافرهنگ است در حالی که ابیگیل تحصیلکرده نیست. بروس ادریج، جوانی خوشتیپ، ثروتمند و جذاب، وارد زندگی ابیگیل میشود و آنها عاشق یکدیگر میشوند. اکنون ابیگیل با دو انتخاب روبروست؛ شانس رسیدن به ثروت در مقابل شرایط متوسط فعلیاش، یا عشقش به بروس در مقابل وفاداریاش به الیشا.