چینو والدز یک پرورشدهنده اسب گوشهگیر است که در غرب وحشی زندگی میکند. او بخشی از این انزوا را به انتخاب خود برگزیده و بخش دیگر به این دلیل است که به عنوان یک دورگه، تقریباً در هر جایی که میرود با بیمهری مواجه میشود. یک روز، پسر جوان فراری به نام جیمی برای پیدا کردن کار و سرپناهی برای زندگی جلوی در خانه او ظاهر میشود. چینو با اکراه میپذیرد که او را پناه دهد و هنر پرورش، رام کردن و تکثیر اسبها را به او بیاموزد، تا اینکه این دو سرانجام شروع به پذیرش یکدیگر میکنند.