پس از اینکه جوزف فاستر، دادستان درستکار منطقه، از روی ناامیدی میگوید که حاضر است روح خود را بفروشد تا یک رئیس باند تبهکاری محلی را به زانو درآورد، غریبهای خوشسخن به نام نیک بیل با مدارک کافی برای محکوم کردن او ظاهر میشود. وقتی این موفقیت باعث میشود فاستر برای فرمانداری نامزد شود، نفوذ ماوراءالطبیعه بیل بر او، این مرد پیشتر درستکار را به فساد میکشاند، موضوعی که باعث ناراحتی شدید همسر و کشیش وفادارش میشود.