جک مونی، افسر پلیس نژادپرست، کینهای دیرینه از ناپلئون استون دارد؛ وکیل سیاهپوست و جذابی که با معشوقه سابق جک یعنی کریستال گریتی رابطه دارد. جک دچار حمله قلبی میشود، اما با دریافت قلب استون که در همان شب حمله قلبی جک به طرز مرموزی درگذشته است، جانش نجات مییابد. با این حال، استون کاملاً از این دنیا نرفته است و در قالب یک شبح، با کمال میل به جک توصیه میکند که چگونه کارش را انجام دهد و زندگیاش را پیش ببرد.