در سال ۱۹۴۵، در ایستگاه قطار بوگوتا در کلمبیا، جسد دختری در یک صندوقچه پیدا میشود. پرونده به کارآگاه ماریانو کورزو سپرده میشود؛ او در حالی که سعی دارد این پرونده مرموز را حل کند، باید با یک روزنامهنگار کنجکاو به نام هیپولیتو موسکرا نیز سر و کله بزند. هیچکس نمیداند دختر کیست یا چه کسی او را در صندوقچه گذاشته است. اوضاع زمانی بدتر میشود که موسکرا خبر را در روزنامه محلی منتشر میکند. کورزو با کمک یک متصدی بار به نام مارتینا کیخانو، پاسخی برای این سوال پیدا خواهد کرد: چه کسی دختر را کشت و چرا؟