رایان، مادری مجرد، پس از طلاقش تقریبا از رابطه عاطفی ناامید شده و با خوشحالی پسر کوچکش را به عنوان مهمترین مرد زندگی خود پذیرفته است. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که اوون، برادر رایان که او نیز پس از یک جدایی تلخ در عشق بدشانس بوده، خانهاش در شهر کوچک کارولینای شمالی را با خانه شان، یک تبلیغاتچی نیویورکی، طاق میزند.