داستان الهامبخش چیپی، الف ردیاب جوانی که از طرف بابانوئل مامور شده تا باور تیلور مکتاتل به معجزه کریسمس را دوباره زنده کند. وقتی این پسر بچه قانون شماره یک الف روی قفسه را میشکند، چیپی جادوی کریسمس خود را از دست میدهد؛ کل خانواده مکتاتل الف ردیاب خود را از دست میدهند و تیلور و چیپی هر دو عزت نفس خود را از دست میدهند. از طریق قدرت عشق و بخشش، هر دوی آنها مهمترین درس زندگی را میآموزند: اینکه باور واقعی را نمیتوان به کسی دیکته کرد.