آه ران، مادری که به پسرش افتخار میکند، خبر تکاندهندهای میشنود مبنی بر اینکه پسرش دوهون که خدمت سربازی را رها کرده، به اسکیزوفرنی مبتلا شده است. آه ران که میترسد زندگی روزمره و بینقص خود را از دست بدهد، تصمیم میگیرد بیماری پسرش را پنهان کند. اما زندگی مخفیانه او که آرام به نظر میرسید، با ظاهر شدن کیونگ هوا، تنها کسی که راز او را میداند، شروع به تغییر میکند و رفتهرفته اضطراب او را به مرز جنون میکشاند.