وقتی بن بلو از زندان آزاد میشود، چارلی لوگان آنجا منتظر اوست. نه برای خوشآمدگویی به او، بلکه برای اینکه بگوید دیگر نمیخواهد خبری از او بشنود. اما آرزوی او برآورده نمیشود، چرا که این دو مرد مدام مجبور میشوند با وجود اینکه از یکدیگر متنفرند، دوباره با هم ارتباط برقرار کنند.