در کشوری که فقر آن را به مرز فروپاشی و فساد کشانده است، پابلو و ماریو دو دوست صمیمی و دزدان محلی هستند. با وجود اینکه آنها از پیشینههای بسیار متفاوتی میآیند، با ارتکاب جرایم کوچک به یکدیگر کمک میکنند؛ جرایمی که به پابلو کمک میکند خرج خانوادهاش را بدهد و به ماریو کمک میکند تا از خانواده خود مستقل شود. در بازی سرنوشت، آنها درگیر یک آدمربایی میشوند که اوضاع در آن خراب میشود. این تراژدی زنجیرهای از رویدادها را رقم میزند و آشکار میسازد که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. اکنون این دو دوست مورد آزمایش قرار خواهند گرفت و زندگیشان به سیم آخر خواهد رسید.