خواهر آن، یک راهبه بلژیکی، به صومعه دیگری فرستاده میشود؛ جایی که در ابتدا خود را وقف کمک به روحهای آسیبدیده، مانند نیکول و دومینیک کوچک میکند. وقتی پدر کلمنتی صدای آوازخوانی پرانرژی خواهر آن را میشنود، او را به یک مسابقه استعدادیابی میبرد. خواهر آن قرارداد ضبط موسیقی امضا میکند و همه به ترانههای شاد او گوش میدهند. با این حال، او برای شهرت نوظهور خود (مانند حضور در برنامه اد سالیوان) و عوارض ناخواسته آن، از جمله کشش عاطفی نادرست به یک دوست قدیمی، آمادگی ندارد.