فصل تعطیلات در رنو است و ستوان دنگل آرزو میکند که ای کاش هرگز به دنیا نمیآمد. او به کمک یک «فرشته» اسکیتسوار، متوجه میشود که اگر هرگز وجود نداشت، زندگی دیگر معاونها چقدر بهتر میشد. آیا او در نهایت تصمیم میگیرد به زندگی ادامه دهد؟ هنوز جنایتکاران کریسمس برای دستگیر کردن وجود دارند!