اشلی مکنزی همیشه «ملکه کریسمس» بیرقیب شهر بوده است. او از ساختن تزئینات دستساز برای دفتر کار گرفته تا میزبانی مسابقه سالانه ژاکت کریسمس شهر، عاشق تمام جزئیات این تعطیلات است. اما این وضعیت تا زمانی ادامه دارد که او با رقیب سرسخت خود یعنی بن ویلیامز آشنا میشود؛ پسر جدید و فوقالعاده جذابی که به اندازه او عاشق کریسمس است و ناخواسته شروع به ربودن گوی سبقت از او میکند.