در جنگلهای میسیونری، اسماعیل گوزمن، یک جنگلبان باسابقه، هر روز برای یافتن شکارچیان غیرقانونی در منطقه حفاظتشده گشت میزند. اورلاندو ونک یکی از ساکنان محبوب منطقه است که مانند نیاکانش به شکار میپردازد. سارا ووگل، پزشک متعهد روستایی، همسر گوزمن و نامزد سابق ونک است. هر دو مرد به روش خود به کوهستان احترام میگذارند، اما پیدا شدن سروکله یک پلنگ خالدار آمریکایی (جگوار) باعث تقابل میان آنها میشود. پشت کارتپستال توریستی این پارک، دنیایی پنهان شده که اسیر هوسها، تضاد منافع و درگیریهاست. مارپیچ خشونت اجتنابناپذیر خواهد شد و خون جاری میشود.