وقتی پالی فیشر، بندباز سیرک، در حین اجرا آسیب میبیند، او را به خانه یک کشیش محلی به نام جان هارتلی میبرند. در دوران نقاهت، آنها عاشق یکدیگر شده و مخفیانه ازدواج میکنند. اما وقتی حقیقت فاش میشود، اعضای کلیسای جان با حضور یک زن سیرکباز به عنوان همسر کشیش مخالفت میکنند و جان اخراج میشود. پالی تصمیم میگیرد جان را ترک کند تا شاید بتواند شغل و رسالتی را که برایش بسیار ارزشمند است به او بازگرداند. اما سرنوشت مداخله کرده و تمام برنامهها را تغییر میدهد.