بیک بندیکت، دامدار ثروتمند و جت رینک، گاوچران فقیر، هر دو به لزلی لینتون، زن جوان و زیبای اهل مریلند که تازه به تگزاس آمده است، ابراز عشق میکنند. لزلی با بندیکت ازدواج میکند، اما از تعصبات نژادی تگزاسیهای سفیدپوست علیه مردم مکزیکیتبار محلی شوکه میشود. رینک در قطعه زمین کوچکی نفت کشف میکند و در حالی که از ثروت عظیم و جدید خود برای خرید تمام زمینهای اطراف مزرعه بندیکت استفاده میکند، اختلاف نظر خانواده بندیکت بر سر تبعیض نژادی، آتش درگیری را شعلهور میسازد که نسلها ادامه مییابد.