کارین امیدوار است با گذراندن تابستان در کلبه خانوادگیشان در جزیرهای کوچک، از دوران بستری بودنش در بیمارستان روانی بهبود یابد. همسرش، مارتین، از او مراقبت میکند اما از گوشهگیری فیزیکی او سرخورده شده است. برادر کوچکترش، مینوس، از آسیبپذیری کارین و تمایلات جنسی نوظهور خودش سردرگم است. پدرشان، دیوید، نمیتواند بر سردی و غرور خود غلبه کند. کارین که گرفتار توهمات شده است، بیشتر و بیشتر در جنون فرو میرود.