داستان واقعی از دنیای ترسناک و تنهای سکوت و تاریکی هلن کلر ۷ ساله که از دوران نوزادی هرگز آسمان را ندیده، صدای مادرش را نشنیده و درونیترین احساسات خود را ابراز نکرده است. سپس آنی سالیوان، معلمی ۲۰ ساله از بوستون، از راه میرسد. آنی جدی و مصمم که به تازگی بینایی خود را به دست آورده است، از طریق قدرت لمس که تنها ابزار مشترک آنهاست با هلن ارتباط برقرار میکند و شاگرد جسور خود را در سفری معجزهآسا از ترس و انزوا به سوی شادی و روشنایی هدایت میکند.