سونورای جوان، یک یتیم فراری، با سرسختی به کار سخت تمیز کردن اصطبلها در نمایش بدلکاری سیار داک کارور ادامه میدهد. آرزوی بزرگ او این است که به یک «دختر شیرجهرو» جسور تبدیل شود، اما داک درخواستهای او را رد میکند. سونورا با ارادهای تزلزلناپذیر و شجاعانه سرانجام او را متقاعد میکند که به او فرصتی بدهد. با این حال، در آستانه ستاره شدن، چرخش بیرحمانه سرنوشت تهدید میکند که رویای او را نابود کند.