در توسکانی قرن هفدهم، یک نمایش کلیسایی برای کوزیمو، اشرافزاده جوان، اجرا میشود. در این نمایش، پیرزنی کریه یک نوزاد پسر زیبا به دنیا میآورد. خواهر بزرگتر این نوزاد به سرعت از موقعیت سوءاستفاده کرده و شروع به فروش برکتهای نوزاد میکند و حتی ادعا میکند که مادر واقعی اوست و نوزاد از یک باکره متولد شده است. با این حال، وقتی او سعی میکند پسر اسقف را اغوا کند، کلیسا انتقام هولناکی از او میگیرد.