کارول کارول، مهاجر لهستانی، پس از اینکه همسر فرانسویاش، دومینیک، به دلیل ناتوانی جنسی او پس از شش ماه طلاق میگیرد، خود را بدون همسر، کار و کشور میبیند. کارول که پس از از دست دادن کسبوکار مشترکشان مجبور به ترک فرانسه شده است، از یک مهاجر لهستانی دیگر به نام میکولای کمک میگیرد تا او را به صورت قاچاق به وطنش بازگرداند.