در سال ۱۸۸۵، آفریقا مانند یک کیک لذیذ است که سرنوشتش تقسیم وحشیانه است و همه سهمی از آن میخواهند. یک پادشاه اروپایی پریشاناحوال، یک کوتوله که در یک هتل مجلل کار میکند، یک تاجر موفق اما تنها، یک باربر بردهشده، یک سرباز فراری جوان و یک کلارینتنواز شبحوار. برخی از استعمار و طمع سود میبرند و برخی دیگر از نژادپرستی و خشونت رنج میبرند.