ریچارد، دوک گلاستر، گوژپشت حسودی که به برادرش شاه ادوارد چهارم برای تصاحب تاج و تخت انگلستان کمک کرده است، توطئهای میچیند تا قدرت را خودش به دست بگیرد. ریچارد با فریبکاری استادانه و توطئه علیه تقریباً همه افراد دربار سلطنتی، از جمله همسر آیندهاش لیدی آن و برادرش جورج، دوک کلارنس، صعودی خونین به قدرت را رقم میزند، اما در نهایت تمام دستاوردهای خود را توسط کسانی که به آنها خیانت کرده در خطر میبیند.