دو فروشنده بیمه خوشسخن با مری آشنا میشوند که از دست مادر ثروتمندش فرار کرده است؛ آنها موافقت میکنند تا در اداره هتلی که متعلق به مری است به او کمک…
جو مریل، پسر مالک میلیونر زنجیرهای از فروشگاههای ۵ و ۱۰ سنتی، خود را به عنوان جو گرانت جا میزند و در انبار یکی از فروشگاههای پدرش مشغول به کار می…
هارولد مدوز یک مجرد خجالتی و لکنتی است که در یک مغازه خیاطی کار میکند و در حال نوشتن یک کتاب راهنما به نام «راز عشقورزی» برای دیگر جوانان خجالتی است…