وینای مدام با یک دزد جواهرات که شباهت زیادی به او دارد اشتباه گرفته میشود. او برای پاک کردن نام خود، با پلیس همکاری میکند تا خود را به جای آن دزد جا…
پس از یک فتح شکستخورده، امپراتور آجاشاترو تظاهر میکند که سربازی در ارتش دشمن است تا آنها را از درون تضعیف کند. با این حال، او عاشق آمراپالی، یک معش…
»سوندر« (کاپور) نسبت به »گوپال« (کمار) و »رادها« (ویجایانتی مالا)، دوستان دوران کودکی اش، جزو طبقه ی کم درآمد جامعه است. »سوندر« و »گوپال« هر دو به »ر…
دو مرد در جریان یک طوفان شدید، در عمارت مخروبهای در حومه شهر پناه میگیرند. یکی از آنها ناگهان متوجه میشود که در زندگی گذشته خود از این عمارت دیدن …
شانکار همراه با مادر و خواهرش، مانجو، در روستایی دورافتاده در هند زندگی میکند و از طریق رانندگی کالسکه اسبی روزگار میگذراند. کارفرمای اصلی منطقه، تا…