"مدی" یک دانشجو، شبها به عنوان قفلساز کار میکند. او به کلر کمک میکند تا وارد آپارتمانش شود، اما خیلی زود متوجه میشود که او درباره هویتش دروغ گفته…
آنتوان موافقت کرده است که در یک کارگاه نویسندگی شرکت کند که در آن چند جوان جویای کار باید با کمک اولیویا، یک نویسنده شناختهشده، یک رمان جنایی بنویسند…