یک نویسنده داستانهای جنایی و معمایی خود را درگیر مجموعهای از قتلها در لندن میب میب میبیند.
یک زندانی سابق که تلاش میکند زندگی سالمی را در پیش بگیرد، سر از کار در یک شرکت حملونقل فاسد درمیآورد که کارش کلاهبرداری و اختلاس پول است.
هیزل وودز، دختر جوان و زیبای ولزی، زندگی وحشی و روستایی دارد و عاشق حیوانات، به ویژه روباه خانگیاش است. جک ردین، ارباب شکارچی روباه، به شدت خواهان او…