به یک مدیر ردهپایین دستور داده میشود تا میزان تولید را در کارخانه آبجوسازی زادگاهش، جایی که دوستان قدیمیاش در آن کار میکنند، افزایش دهد.
یک دختر نوجوان مبتلا به فلج مغزی تلاش میکند تا با قهرمان و الگوی خود، الویس پریسلی، دوست مکاتبهای شود.
مدت کوتاهی پس از نقل مکان به یک عمارت تاریک و شوم، یک روانشناس و همکارانش توسط یک موجود شیطانی و هولناک وحشتزده میشوند.
کری، میتزی و شیکاگو در زندان زنان مدام دردسر درست میکنند، اما به آنها پیشنهاد میشود که اگر بپذیرند سوژه یک تحقیق درباره پرخاشگری انسانی و رفتارهای …
یک پلیس به دنبال یک بیمار روانی میرود که در حال کشتن پیشخدمتهای زن کافهها است.