ملوان زبل و اولیو در حال رانندگی در یک منطقه روستایی کوهستانی هستند؛ یک زن روستایی بسیار تنومند به دنبال شوهر میگردد و ملوان زبل را میقاپد. وقتی اسف…
ملوان زبل تازه ساخت خانهاش را تمام کرده است که گروهی از موریانهها به آن حمله میکنند.
ملوان زبل و بلوتو هر دو برای بردن اولیو به ساحل حاضر میشوند. اولیو موافقت میکند، اما تنها به این شرط که آنها قول بدهند دست از دعوا بردارند...
ملوان زبل و بلوتو راننده تاکسی هستند؛ آنها طبیعتاً برای سوار کردن مسافر و به خصوص جلب توجه اولیو با یکدیگر رقابت میکنند.