یک خانواده در شهری بیابانی توسط فرقهای از سالمندان گرفتار میشوند؛ فرقهای که کودکان شهر را برای پرستش شیطان به خدمت میگیرد.
باب هوپ، تحویلدار بانک و مردی بیوه که هفت فرزند دارد، مبلغ ۱۰ هزار دلار را در یک پارکینگ پیدا میکند.