دو دختر نوجوان که در طول روز نابینا هستند، با غروب خورشید در خیابانها پرسه میزنند تا عطش خود را به خون فرونشانند.
فیلمی رویاگونه که در آن دو زن از ساحلی در فرانسه به شهر نیویورک منتقل میشوند. آنها که از هم جدا و گم شدهاند، با ناامیدی به دنبال یکدیگر میگردند.
زنی بدون هیچ خاطرهای، با ترس و وحشت در دل شب در حال دویدن است که توسط مردی رهگذر نجات مییابد. اکنون هر دوی آنها باید بفهمند که دشمنان مرموز این زن …
فردریک با دیدن عکسی از یک قلعه مخروبه ساحلی، خاطره عجیبی از دوران کودکیاش در ذهنش زنده میشود. او سپس با کمک چهار خونآشام زن، جستجویی غریب را برای ی…
یک زوج جوان که برای پیادهروی بیرون رفتهاند، تصمیم میگیرند در یک قبرستان بزرگ قدم بزنند. با تاریک شدن هوا، آنها متوجه میشوند که نمیتوانند راه خرو…