سامانتا، معلمی فداکار در منهتن، هر سال برای کریسمس به زادگاهش میپل فالز در وایومینگ بازمیگردد. امسال او از اینکه دوستپسراش الکس، یک دیپلمات اروپایی …
زندگی یک دختر روستایی پس از نقلمکان به شیکاگو زیر و رو میشود و او خود را در چرخه بیرحمانهای از تنفروشی و جرم و جنایت گرفتار میبیند.
یک دختر دبیرستانی سادهلوح اما مهربان با پیشینه اخلاقی نهچندان خوشنام و محبوبترین پسر مدرسه، وارد یک رابطه عاشقانه غیرمنتظره میشوند.
یک دختر مدرسه شبانهروزی از پسر همسایه برای انجام سقط جنین کمک میخواهد.