وودی دارکوب که به شدت تشنه است، یک آگهی رادیویی درباره نوشابه بستنی «لذت نوشابه» میشنود. او با تنها سکه ۲۵ سنتی خود، راهی مغازه میشود تا عطش خود را …
به دارکوب زبله یک نقش سینمایی پیشنهاد میشود، به شرطی که ساعت ۹:۰۰ صبح به استودیو برسد و حتماً باید یک کلاه سیلندری بر سر داشته باشد. تنها کلاه او توس…
اندی در روزنامه میخواند که والی والروس، مامور جمعآوری سگها، دارد میآید تا از هر صاحب سگی مبلغ ۳ دلار مالیات سگ بگیرد. او که تا حدی خسیس است، سگش ر…
پس از اینکه دارکوب زبله به جرم ولگردی از پارک شهر بیرون انداخته میشود، تصمیم میگیرد شرایط زندگی خود را بهبود ببخشد. او در روزنامه میخواند که والی و…
دارکوب زبله یک بیمه عمر میخرد که ذینفع آن باز بزارد است؛ کسی که میخواهد هرچه زودتر پول بیمه را به جیب بزند.
والی والروس روزها میخوابد و به استراحت روزانه نیاز دارد، در حالی که همسایه دیوار به دیوارش، دارکوب زبله، شبها میخوابد و کارهای خانهاش را در طول رو…
دارکوب زبله در روزنامه میخواند که فصل شکار بلدرچین از ساعت ۵ صبح فردا آغاز میشود. او که نمیخواهد شکار بلدرچین را از دست بدهد، تصمیم میگیرد شب خوبی…
هنگام سفر در یک بزرگراه جنگلی، بنزین ماشین دارکوب زبله تمام میشود. او قصد دارد با کشیدن بنزین از یک ماشین نزدیک، کمی سوخت به دست آورد، بدون اینکه بدا…
دارکوب زبله در یک خانه روستایی مشغول بازی بیلیارد است که یکی از توپهایش به داخل یک مرغدانی در همان نزدیکی میغلتد. او توپ را پس میگیرد اما باید با م…
دارکوب زبله که بیکار شده است، از نداشتن سرپناه شکایت میکند. یک کلاهبردار چربزبان او را متقاعد میکند تا چند «لوبیا سحرآمیز» بخرد و قول میدهد که این…
دارکوب زبله و والی در یک آپارتمان همسایه هستند. سرگرمی موردعلاقه دارکوب زبله بازی گلف است؛ اما مایه تاسف است که او به جای بیرون، داخل خانه بازی میکند…
دارکوب زبله و اندی پاندا برای تماشاچیانی از حیوانات مزرعه، یک اجرای پیانو به نمایش میگذارند.