این داستان درباره یک دانشآموز جوان است که در سایه قیام ۱۹۵۶ مجارستان یتیم شده و به سن بلوغ میرسد. او که از طبقه روشنفکران کمونیست است، واکنشهای متف…
زنی متوجه میشود که یکی از بیماران شوهر پزشکش، همسلولی شوهر اولش بوده که سالها پیش در زندان درگذشته است.
پانزده سال از مرگ پدرش، آگاممنون، میگذرد و الکترا همچنان با کینه و نفرت نسبت به اژیستوس میسوزد؛ کسی که با همدستی مادر الکترا، پدرش را به قتل رساند.
در دهه ۱۸۹۰ در دشتهای مجارستان، گروهی از کارگران مزارع دست به اعتصاب میزنند و در این مسیر با سرکوبهای شدید و واقعیتهای شورش، ظلم، اخلاق و خشونت رو…
تمثیلی از سرکوب انقلاب ۱۹۱۹ و ظهور فاشیسم در مجارستان؛ در حومه شهر، واحدی از ارتش انقلابی از جان پدر وارگا، کشیشی متعصب، میگذرد. او بازمیگردد و قتل…
ساوانیو و دوستش در یک کارخانه کار میکنند. آنها پس از شیفتهای یکنواخت کاری، به تفریحات عصرانه و شبانه یعنی مهمانیها و کنسرتها پناه میبرند. ساوانی…